تبليغاتX
قهوه اسپرسو - با عرض سلام مجدد

قهوه اسپرسو

خبرها و عکسهایی از هالیوود و ستارگانش

سلام سلام سلام بازگشت غرور افرین خودم رو از دیار بیکاری به حضور انور حضور همتون تبریک و شاد باش عرض میکنم.

با کمال فروتنی کاملا احساسات پرشر و پرمحبتتون رو قبول میکنم.به جون خودم .میدونم میدونم بدون من خیلی سخت گذشته.نه؟؟ اره دیگه اخه هرچی باشه چندتا ستایش مثل من تو دنیا هست؟بی نظیر ..توانا در عرصه نوشتن ...منتقد حرفه ای....با مرام.........نمره ۱ یا شایدم ۲۰ .

 

نه نه نترسین دچار خود بزرگ بینی مفرت نشدم .فقط چون شک داشتم کسی واسم دلش تنگ بشه گفتم اول یه کم به خودم انرژی بدم تا بعد . تو این مدت گه گهاهی به وبلاگ کوچولوم سر میزدم و این مدت شما دوستان تنهام نگذاشتید هر چند من در کمال بی معرفتی بهتون سر نزدم اما قول میدم جبران کنم.از همتون ممنونم البته از کسی اسم نمیبرم چون نظرات اون پست در بست ماله خودمه.

راستش این مدت یه کوچولو کار داشتم .البته اصلا اصلا به سیاست و این حرفا مربوط نیست چون به نظر من بازی سیاسی خطرناکترین نوع بازیه.چون سیاست بی کس و کاره.امروزش مثله دیروزش نیست قواعد محکم و قابل اعتمادی نداره.برد و باختش نسبی و معمولا کثیف

خلاصه من از هر دولتی ازادم.به هر حال من برگشتم هر کی خوشحال شد ممنون و هر کی ناراحت شد بازم ممنون.

 فقط تجسم کنید بعد از ساختن سریال پرستاران (ایرانی)شبکه ملی به سراغ ساختن سریال lost(ایرانی )بره .با در نظر گرفتن اینکه محصول مشترک شبکه یک و سیما فیلم میشه احتمالا ترکیب بعضی از نفرات این جوریه:

کا گردان تلویزیونی و تهیه کننده و مدیر تولید و تدوینگر (بزرگ خوبان -سردمدار مبارزه با هرچه ۱۰ نما /۲۰ نما /۳۰ نماست -پرچمدار نبرد با حضور هر نوع و مدل موجود ماده در تمام عالم هستی -اخر خشوع و فروتنی وادب -بابای یوزارسیف):فرج ا... سلحشور

کارگردان هنری(یکی یدونه -ناز و دردونه-شمع گلخونه-صاحب قبلی چراغ قرمز و پدر وحشت در پارک وی -انکه مغزش پروژکتور فکر است):فریدون جیرانی

نویسنده(انکه در ۳ روز کار  ۳۰ ماه رو تحویل بده و با بقیش چه کار داره ؟؟؟ماله خودمونه هر جورخواستیم عوضش میکنیم):هر کی شد .مگه مهمه؟؟؟؟

اهنگساز(امممممممم اها یادم اومد):انتظامی (پسر)

خواننده(..............):.................................

بازیگران:

(جک شپرد):داریوش ارجمند-(جیمز ساویر فورد):سعید پور صمیمی-(جان لاک):محمد رضا شریفی نیا-(سعید جراه):محمد صالح علا-(بون):دانیال حکیمی-(هوگو):ارژنگ امیر فضلی -(چارلی):یوسف تیموری -(برنارد):داریوش فرهنگ-(جین):امیر اقایی-(دزموند):شهاب حسینی -(بن):اصغر بیچاره-(مستر اکو):احمد نجفی

و (کیت):افسانه بایگان-(جولیت):نسرین مقانلو-(سان):رابعه اسکویی-(کلر):الحام حمیدی-(رز):کتایون ریاحی-(دنیل روسو):رویا نونهالی-(انالوسیا):مهتاب نصیر پور-(لیبی):سحر جعفری جوزانی

البته شوخی بود از همه میخوام فقط خوش باشید.

یادتون اومد من در تاریخ شنبه 1387/11/19ساعت11:54 PM

این مطلب رو نوشتم و البته به عنوان یه شوخی حالا وسط این هیگیر واگیر انتخابات به یه مطلب با این عنوان (ساخت نسخه ایرانی سریال گمشدگان)تو روزنامه اطلاعات (ضمیمه)به تاریخ یکشنبه ۱۷/۳/۱۳۸۸  بر خوردم . حمید اعتباریان قصد دارد سریالی بر اساس ((گمشدگان)) را برای شبکه دوم سیما تهیه کند.حمید اعتباریان درگفتگو با فارس در این باره گفت: حدود ۵ -۶ ماه پیش طرح اولیه ای بر اساس مجموعه لاست نوشتم که در  حال و هوای ان و با دید و نگاه ایرانی و اسلامی است .................................................. خلاصه طرح اولیه رو به (علیرضا معتمدی )داده و با چند تا کارگردان مثله (سامان مقدم )حرف زده.اما اما هنوز هیچی قطعی نیست. حالا تو رو به خدا من نباید فال بگیرم من نمیتونم اینده ببینم من نباید هر جلسه ۱۰ میلیون ..نه زیاذه ۱ میلیون کاسبی کنم؟شما بگین...................

پس دوباره سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه این بار با معرفی فیلم و چند تا عکس مخصوص به خدمتتون رسید امیدوارم که لذت ببرین .

the fall

سقوط

 

- این نوشته قلمبه سلمبه چیه؟اونا ماله منه.قلمممبه سللمبه هم نیست...........نه برگرد .اسمت الکسلندراست؟نه؟...........اها ..مثله الکساندرای کبیر ؟اره..........میخوای داستانش رو برات بگم.؟؟؟

به همین سادگی به همین خوشمزگی دنیای دو تا ادم متفاوت دوتا ادم کاملا غریبه به هم گره میخوره .سرنوشت اونا رو به هم پیوند میده.یه دختر کوچولو که ادمای عصبانی چند وقت پیش خونشون رو اتیش زدن و باباش رو کشتنو تازه موقع چیدن پرتقال افتاده و دستش شکسته با یه مرد.. یه مرد جونو افسرده یه بدل کار سینما( سینما تازه به دنیا اومده )که از عشق نامزد نامردش خودکشی کرده و حالا تو بیمترستان منتظره نمیدونه میتونه دوباره راه بره تازه اگه هم راه بره اون دیگه اصلا زندگی رو نمیخواد.

دو دنیا از دوجنس ناهمگون.که فقط تو قصه ها یکی میشن.یکی فقط دنباله نرو و پروانه هاست دنبال عطر پرتقالها دنباله خوشحال کردن مادرشه حتی اگه شده دروغکی حرفای دکتر انگلیسی رو برای مامانه اسپانیاییش تر جمه میکنه تا مامانش ناراحت نشه.اون یکی دنباله انتقامه دنباله مرگه حتی یادش رفته از ازدواج قبلیش یه دختر کوچولو داره..........یکی اغاز ...یکی پایان...یکی صمیمی ....یکی دو رو.

کی میبره؟

- نکشش تو رو خدا نکشش

-اون نمیتونه ..نمیخواد ..اصلا این قصه منه

-قصه من هم هست ...

-بابا خواهش میکنم ..دوست دارم ...بابا .

من در عجبم تلویزیون عزیز و دوست داشتنی که قبلا شبی یه سریال (نمیگم بی عیب و نقص )پخش میکرد یه جورایی صدا و سیما بود نه چرتیسما  والبته تو این عید که گذشت و انگار فقط عید وجود داره نه بقیه روزای خدا و تو همون عید کلاه چرمیها یا بتمن :شوالیه تاریکی  یا جامپر رو میتونه دوبله کنه چرا این فیلم رو دست نمیگیره .از خیلی اثار وطنی هم پاکتره هم جذابتر .

 london

لاندن

 

یکی از بی حیاییترین و مزخرفترین و بی ابانه ترین و ممنوعترین فیلم برای زیر ۱۸ سال اما یکی از بامزه ترین و جالبترین و منحصر به فرد ترین فیلمایی بود که دیدم .شاید یه کم شلوغش کرده باشم اما همون جور که گفتن:یه فیلم راجع به عشق و جرم و خیانت

البته از هر ۱۰ تا کلمش ۸ تا فحشه.یه مدت طولانی از فیلم تو توالت میگذره( البته از نوع شیک و پیکش)اخه به جز ادمی که تا خرخره کوکایین زده  وتو مشروب خودش رو غرق کرده (اونم چند مدل)کی بحث فلسفی تو دستشویی راه میندازه؟؟راستی بیچاره تو طبقه پایین دوست دخترش داره با یکی دیگه میپره همه جوره.

-میدونی یه بار چند تا دانشمند یه خرگوش رو که نزدیک وضع حملش بود اوردن ازمایشگاه بعد به اون کلی دستگاه نمیش ضربان قلب و .............وصل کردن .وقتی بچهاش رو دنیا اورد بچه ها رو برداشتن و بردن اولی رو ۲۰ مایل اونور تر با گلوله کشتن مادره این طرف ضربان قلبش بالا رفت ..بعدی رو ۲۰ مایل دورتر  و همینجور تا اخری رو هم کشتن.........................اما این ور هر دفعه که یکی از بچه ها میمرد مادره ضربان قلبش بالا میرفت نا ارام تر میشد تا دست اخر بعد از بچه اخری مرد

حالا که چی؟؟؟؟؟؟راستی که بعضیا چه دردایی دارن.از اون طرف فکر کن وسط یه پارتی یکی رو میبینی که داره کتاب میخونه روانشناسی حالا اگه شما جای جیسون استتاتهام بودین هوس نمیکردی دختره رو له کنی؟

-راستی تو این ۲ سال یک بار این ۳ تا کلمه رو .............۸ تا حرف رو ۸ تا حرف لعنتی رو ......بگی چی میشد ؟؟؟؟خب بگو i love you

personal effects

عوامل شخصی

گاهی باید به این فکر کرد که تا کی حق داریم به گذشته اویزون بشیم و خودمون رو از حق داشتن یه زندگی شاد و معمولی محروم کنیم.تا کی باید حسرت گذشته رو خورد؟حسرت لحظه ای که در جایی که باید بودی رو نبودی.ما ادمیمی همیشه نمیتونیم کنترل کامل اتفاقات این زندگی رو داشته باشیم.همه چیز با هم محاله.گاهی باید گذشت ........رها کرد ...حتی اگه بدترین و وحشتناکترین و تلخترین حادثه زندگیته.............حتی اگه کمتر از یک سال از اون میگذره......

باید به خودت حق حیات بدی .چون ما برای امدن تو این دنیا به کسی التماس نکردیم .هیچ کس با پای خودش به این زمین خاکی ندویده.پس حالا که هستیم باید درست ازش استفاده کنیم .تنها چیزی که بر نمیگرده عمر از دست رفتس

اگه والتر بلانت بفهمه که مرگ تلخ خواهرش تقصیر اون نیست .خواهرش خودش اون سبک زندگی رو خواسته . اون بادیگارد دائمی خواهرش نبوده .اگه عشق خانم پاتریسک رو باور کنه .اگه دوستی پسر خانم پاتریسک رو قبول کنه.اگه عشق رو بپذیره  اگه دائمی هم نباشه بازم برای یه مدت کوتاه ...............خوشبخت میشه.

خب خب حالا از بازیگری براتون عکس میزارم که با دیدن قیافش کلی خاطرات قشنگ قشنگ برام زنده شد اون موقع که پنجشنبه ها شب با اشتیاق مینشستم پای تلویزیون (خدا بیامرز) تا سریال کاراگاه و رکس رو ببینم.کلی خاطرات نوستولاژیک(خودم بریدم) .البته اون تو قسمت دوم سریال بازی کرد .سری اول بازیگر نقش کاراگاه (توبیاس مورتی) بود  و وقتی ۷ -۸ قسمتش تموم شد یه هو کاراگاه شد جناب اقای (گدئون بورکهارد)

یادمه اولین پنجشنبه من داشتم درس میخوندم (چه خوندنی) بابام و مامانم داشتن تلوزیون میدیدن البته من فقط باید دو تا فیلم میدیدم اخه مثلا محصل بودم .البته من از لای در گاهی دزدکی نگاه میکردم.یهو بابام کانال رو عوض کرد .من از لای در دیدم که داره فیلم میده یه اقاهه خوابیده بود تلفن زنگ زد یه صدای خیلی خواب الود گفت :بله .....................بعد از چند لحظه یه سگ بزرگ و خوشگل گوشی به دهن پرید رو رختخواب .بعد یه صدای خیلییییییییییییییییییییییی خوشگل گفت :باشه باشه .........بعد گوشی رو گرفت(تازه قیافش رو دیدم همون جا غش کردم) بعد گفت:سلام ........بله ستاکی  میدونم تویی .اخه کسی به من زنگ نمیزنه..........چی شده؟؟

من پریدم تو اتاقم با خودم گفتم :اخه قاتل به این خوشگلی ؟؟؟نه نمیخوام ببینم .یه دفعه بابام صدام کرد .من فوری کتابم رو پرت کردم و یه کتاب دیگه برداشتم و رفتم تو اتاق با یه قیافه خسته و ملتمس و دل اب کن و..................گفتم:بلهههههههههههههههههههه بابام گفت چی میخونی:گفتم اینو.. گفت :بیا قشنگه بیا اینو ببین.

خلاصه شد انچه شد.البته بابام گفت که دیدم کتابت بر عکسه فهمیدم دیگه درس تو کتت نمیره(اینو چند سال بعد در حین مرور خاطرات برام گفت)

گدئون بورکهارد .جالبه که تازه پاش به هالیوود هم باز شده .۳۶ سالست وپدر و مادرش هم دوتا از بازیگرهای بزرگ المانی بودن. الان داره سریال هشدار برای کبرا ۱۱ از اون پخش میشه البته اون فقط تو دو فصل(فصول ۱۱ و ۱۲ بازی کرده) .راستی ۱۳ سال قبل ازدواج کرده که یه دختر هم از اون ازدواج داره و البته ازدواجش فقط ۴ ماه دوام میاره  و دیگه هم ازدواج نکرده.

 

 

 

خب تا بعد خدانگهدار

راستی هم اکنون منتظر نظرات گرمتان هستم.

+نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت3:43 PMتوسط ستایش | |